تبليغاتX
دوست دارم ازاده جون گلم

خدا جون شكرت

به اين آرزومم رسيدم ، خدايا تنشو از بلا دور كن .

 

تويي كه تمام زندگيم شدي :                  به ارتفاع ابديت

                  دوست دارم 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 آبان1387ساعت 20:35  توسط   | 

بيش ترين عشق جهان را به سوي تو مي آورم

 از معبر فريادها و حماسه ها

 چرا كه هيچ چيز در كنار من

                                 از تو عظيم تر نبوده است

                                                                   كه قلبت

چون پروانه اي ظريف و كوچك و عاشق است.                         

                                                                                «شاملو» 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 آبان1387ساعت 20:34  توسط   | 

یک چی هست که دیگه واقعن روم نمیشه بهت بگم ولی چون ازم خواستی حرف دلمو میزنم

ازاده جونم  عشقم بودی عاشقت هستم تموم دنیا و زندگیم فدای یدونه تار  موت عزیزم    

+ نوشته شده در  شنبه 18 آبان1387ساعت 16:21  توسط   | 

 

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

روزای خوب برای تو ٬ شبای بد برای من

بیستای قرمزمال ِ تو ٬ نمره ی رد برای من

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

نُتای رنگی مال ِ تو ٬ شعرغم انگیزمال ِ من

بهارو عطرش مال ِ تو ٬ برگای پاییز مال ِ من

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

گلای قرمزمال ِ تو ٬ گلای پرپر مال ِ من

قصّه ی اوّل مال ِ تو ٬ حرفای آخرمال ِ من

شوق سفر برای تو ٬ دردِ سفر برای من

رسیدناش برای تو ٬ فکرخطربرای من

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

لذتِ خنده مال ِ تو ٬ بارون ِ گریه مال ِ من

صدآفرینا مال ِ تو ٬ حرفِ گِلایه مال ِ من

آتیش عشقم مال ِ تو ٬ کتابِ سوختن مال ِ من

عُمرِزیاد تو فال ِ تو ٬ رنج زیاد تو فال ِ من

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

قصرِ طلایی مال ِ تو ٬ موندن و ساختن مال ِ من

همیشه بُردن مال ِ تو ٬ همیشه باختن مال ِ من

خاطره ی خوش مال ِ تو ٬ تلخی رفتن مال ِ من

نازواَداها مال ِ تو ٬ چشای روشن مال ِ من

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

خوابای رنگی مال ِ تو ٬ خوابِ پریشون مال ِ من

ذوق ِ رهایی مال ِ تو ٬ رنجای زندون مال ِ من

روزای زیبا مال ِ تو ٬ جمعه ی دلگیرمال ِ من

قِسمتای خوش مال ِ تو ٬ غمای تقدیرمال ِ من

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

زندگی من مال ِ تو ٬ خستگی تو مال ِ من

هرچی که داشتم مال ِ تو ٬ تا ردشی ازخیال ِ من

ستاره بارون مال ِ تو ٬ اشکِ شبونه مال ِ من

نازو کرشمه مال ِ تو ٬ اخم و بهونه مال ِ من

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

هرچی ترانَس مال ِ تو ٬ برق ِ نگاهت مال ِ من

تمام دنیارو می دم ٬ صورتِ ماهت مال ِ من

خورشید ومهتاب مال ِ تو ٬ شبای تاریک مال ِ من

خونه ی ابرا مال ِ تو ٬ جاده ی باریک مال ِ من

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

بَرنده بودن مال ِ تو ٬ آخرِ بازی مال ِ من

ترانه هام فدای تو ٬ هرچی می سازی مال ِ من

سوارِ دورِ قصّه هام ٬ تو مال ِ من ٬ من مال ِ تو

دیوونه ی نگات شدم ٬ من تورو کم دارم نرو

غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو

دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 12:49  توسط   | 

 

چه زيباست به خاطرتو زيستن  و براي تو ماندن و به پاي تو سوختن و چه تلخ و غم انگيز است دور از تو بودن ، براي تو گريستن و به عشق و دنياي تو نرسيدن . اي کاش مي دانستي بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشکيباست .


 

   

عشق کنار هم ايستادن زير باران نيست .... عشق اين است که يکي براي ديگري چتر بشه و ديگري هيچ وقت نفهمه که چرا خيس نميشه .


با اينکه مي دانم دوست داشتن گناه است دوستت دارم

با اينکه مي دانم پرستش کار کافر است مي پرستمت

با اينکه مي دانم آخر عشق رسوايي است عاشقت مي شوم

پس گناهکارم ، کافرم ، رسوايم ولي همچنان دوستت دارم

 

  

همان طور که شاپرک ها نمي توانند دشت آبي اسمان را از ياد ببرند من هم چشمان زيبايت را نمي توانم فراموش کنم . تصوير زيبايت نه تنها در ذهنم بلکه در قلبم جاي دارد ، اي کاش بداني قصر آرزوهايم را در ساحل چشمانت ساخته ام تا قلب مهربانت مداوايي باشد براي عشق پاک و مقدسم .

 





 خواستم با تو باشم نخواستي ، خواستم مونس و يارت باشم نخواستي ، خواستم براي هميشه در کنارت باشم نخواستي خواستم هم گام و هم نفس روز هاي تنهايي ات باشم نخواستي ، خواستم پذيراي نگاه مهربانت باشم نخواستي ، خواستم قلبم را به يادگار تقديمت کنم باز هم نخواستي نخواستي ، هيچ کدام را نخواستي و نخواستي

  

دست از سر ما بردار ، کنار تو نمي مونم

يه روز مي گفتم عاشقم ، اما ديگه نمي تونم

تقصير هيچکس ديگه نيست ، قصه ي ما تموم شده

حيف همه خاطره ها ، به پاي کي حروم شده

دروغ مي گفتي که ، برم از بي کسي دق مي کني

اشکاتو باور ندارم ، بي خودي هق هق مي کني

يادم مي افته لحظه اي که دست تو رو شد برام

قسم مي خوردي پيش من که جز تو عشقي نمي خوام

دست خودم نيست که ديگه هيچکسي باور ندارم

اين چيزا تقصير تو ه تلافيشو آن را در مي يارم

 


+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آبان1387ساعت 20:5  توسط   | 

لالا لالا نخواب سودي نداره

همون بهتv که بشماري ستاره

همون بهتر که چشمات وا بمونه که ماه غصه اش نشه تنها بيداره

لالالالا نخواب بازم سفر رفت نمي دونم به کارون يا خزر رفت فقط دردم اينه مثل هميشه بدون اطلاع و بي خبر رفت

لالالالا نخواب ميدون جنگه

دست هرکي مي بيني يه تفنگه

يه عمره دور چشماش گشتم اما نفهميدم که اون چشما چه رنگه

لالالالا نخواب زندون دنيا سر ناسازگاري داره با ما

بشين بازم دعا کن واسه اونکه مارو اينجا گذاشت تنهاي تنها

لالالالا نخواب اون راه دوره خدا ميدونه که حالش چه جوره

توي خلوت ميگم اينجا کسي نيست

خداييش که دلم خيلي صبوره

لالالالانخواب تيرس چراغم مث آتشفشان ميمونه داغم

به جون گيلونا کم غصه اي نيست

هزار شب شدنيومد باز سراغم

لالالالا نخواب خواب که دوا نيست دل ديوونه داشتن که خطا نيست

ميگن دست از سرش بردار نميشه

آخه عاشق شدن که دست ما نيست

لالالا نخواب تنها ميمونم کمک کن قدر چشمات بدونم

چرا چشمات پر خشم عزيزم

مگه من مثل اون نامهربونم

لالالالا نخواب ماه نگا کن من اسفند ميارم تو دعا کن

بگو برگرده پيش ما بمونه

کتاب حافظ بردارو وا کن

لالالالا نخواب سرما تو راهه هميشه عمر خوشبختي کوتاهه

ميگن با يه فرشته اونو ديدن دروغه جون دريا اشتباهه

لالالالا نخواب تلخه جدايي کمر خم ميشه زير بي وفايي

تو بيدار باش همه تو خواب نازن براي کي بخونم پس لالايي

لالالالا نخواب تنهايي زرده اگه طولانيشه مثل يه درده

اگه چشم انتظار باشي که هيچي دروغ ميگي به دل که بر مي گرده

لالالالا نخواب اشکت زلاله مث بارون پاي نخل وصاله

من و تو هم شب و هم قلبو کشتيم ولي اون چي چقدر اون بيخياله

لالالالا نخواب دنيا خسيسه واسه کم آدمي خوب مينويسه

يکي لبهاش تو خوابم غرق خندس يه کي پلکاش توخابم خيسه خيسه

لالالالا نخواب عاشق يه سيبه هميشه سرخ وتب دارو غريبه

تا اون بالاس رسيدس اما تنهاس پايينم

که بيفته بي نصيبه

لالالالا نخواب اينجاس سياهي پر اما تو حوض قصه ماهي

اوني که ماها رو بيدار نگه8 داشت الهي خواب باشه حالا الهي

لالالالا نخواب تا اون بخوابه بشين انقدر تا که خورشيد بتابه زمونيکه يقين کردم بيدار شد بخواب با ياد عکسي که تو قابه
لالالالا نخواب سرما تو راهه هـميشه عمر خــوشبختي كوتاهه

ميگن با يه فرشته اونو ديدن دروغه جـون دريا اشـتـباهه

لالالالا نخواب تلخه جدايي كمر خم ميشه زير بي وفايي

تو بـيدار بـاش همه تو خواب نازن براي كي بخونم پس لالايي؟

لالالالا نخواب تنهايي زرده اگه طولاني شه مـثله يه درده

اگه چـشم انـتظار باشي كه هيچي دروغ ميگي به دل كه بــر ميگرده

لالالالا نخواب اشكت زلاله مـثـله بارون پاي نخل وصاله

من وتو هم شب و هـم قلب وكـشتـيم ولي اون چـي؟ چـقـدر اون بي خياله!

لالالالا نخواب دنيا خـسيـسه واسه كم آدمـي خوب مي نويسه

يكي لبهاش تو خوابم غرق خنده ست يكي پلكهاش تو خوابم خيس خيسه

لالالالا نخواب عاشق يه سيبه هميشه سـرخ و تـب دار و غريبـه

تا اون بالاست رسيده ست اماتنهاست پـايين هم كه بيفته بي نـصيبه

لالالالا نخواب اينجا سياهي پر اما تو تنگ قـصـه مـاهي

اوني که ماها رو بيدار نگه داشت الهي خواب باشه حالا الهي

لالالالا نخواب تا اون بخوابه بشين انقدر تا که خورشيد بتابه زمونيکه يقين کردم بيدار شد بخواب با ياد عکسي که تو قابه

لالالالا بخواب بيداره حالا ديگه بايد بخوابي پس لالالا

بخواب ديگه تو ميتوني بخوابي ببين خورشيد اومد بالاي بالا

لالالالا اينم بود سرنوشتم اين از امروزمو اين از گذشتم

نمي خوابم تا تو برگردي يک روز منم خواب واسه اون روز گذاشتم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آبان1387ساعت 9:17  توسط   | 



 

باید بود

باید زیست

باید از رود به دریا زد و رفت

باید از موج گذشت

موج آشفته در این بحر طویل

باید رفت

باید رفت تا ساحل عشق

ساحلی انباشته از مهر و صفا

پاک تر از نور سفید

که در آن ساحل گرم

بتوان آسوده نشست

باید ماند

 

                                  

 

باید ماند در ساحل عشق

باید زیست در آن ساحل گرم

باید آن وقط که بر آشفت زمین

گرمی عشق سپر کرد ،بر آن حکم یقین

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مهر1387ساعت 21:28  توسط   | 


در جلسه امتحان عشق ،

 

من مانده ام و يک برگه سفيد

 

و يک بغل تنهايی ودلتنگی .

 

دردِ دل من، در اين کاغذ کوچک جا نمی شود !

 

در اين سکوت بغض آلود،

 

قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند !

 

وبرگه سفيد،

 

عاشقانه قطره را به آغوش می کشد.

 

                       

 

عشق تو نوشتنی نيست ...

 

در برگه ام کنار آن قطره ،

 

 يک قلب کوچک می کشم ♥ !

 

وقت تمام شد؛

 

برگه ها بالا ...

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مهر1387ساعت 21:43  توسط   | 

مرا اينگونه باور کن...

 کمي تنها ، کمي بي کس ، کمي از يادها رفته...

 خدا تو کجایی...؟

 نمي دانم مرا آيا گناهي هست..؟

 که شايد هم به جرم آن ، غريبي و جدايي مرا

در خود گرفته 

بی خیال . . .یا شاید هم  به جهنم

ilam-bbr

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مهر1387ساعت 23:1  توسط   | 

پاییز شده

خزان با تمام وجودش می تازد، بر درختان و گلها و برگ ها . بر در و دیوار و بر خیابان ها . بر چشم هایمان، بر چهره هایمان و بر قلب هایمان.

پاییز را می شنوم. صدای له شدن برگ های خشک را زیر قدم هایم می شنوم. صدای پای خانوم مهر می آید.

پاییز که می شود بویش را حس می کنم. بوی جدایی می آید. چه فرقی می کند جدایی برگ از شاخه باشد یا گل از ساقه. بوی خاک باران خورده می آید.

پاییز شده و من خزان را  احساس می کنم . . .

گذشت آن روزها که پاییز پادشاه فصل ها بود و دیگر نیست کسی که  آرزویش این بود که چون پاییز وحشی و ملال انگیز باشد. و مثل قدیم ها کسی در پاییز عاشق نمی شود . . . پاییز آغاز جدایی ها شده انگار.

                           

منتظر بودم که بگشاید به رویم آسمان تار

دیدگان صبح سیمین را

تا بنوشم از لب خورشید نورافشان

شهد سوزان هزاران بوسه ی تبدار و شیرین را

 

لیکن ای افسوس

من ندیدم عاقبت در آسمان شهر رویاها

نور خورشیدی

زیر پایم بوته های خشک با اندوه می نالند

« چهره ی خورشید شهر ما دریغا سخت تاریک است!»

خوب می دانم که دیگر نیست امیدی

نیست امیدی

 

محو شد در جنگل انبوه تاریکی

چون رگ نوری طنین آشنای من

قطره اشکی هم نیفشاند آسمان تار

از نگاه خسته ی ابری به پای من

 

من گل پژمرده ای هستم

چشم هایم چشمه ی خشک کویر غم

تشنهی یک بوسه ی خورشید

تشنه ی یک قطره ی شبنم

 

پاییز است باید منتظر روزهای ابری و شب های بارانی بود .

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 13 مهر1387ساعت 20:51  توسط   |